رباعیات شیخ ره زا تاله بانی
به خر نر برسد شیخ رضا می کندش
هر که را یافت به زور و به رضا میکندش
گرچه در جوف حرم دست نهد مغبچه ایی
از خدا شرم ندارد به خدا می کندش
…
گویند اگر وطی کنی عرش بلرزد
عرشی که به یک وطی بلرزد به چه ارزد
مائیم و یکی حجره تاریک که در وی
صد بچه بگائیم و یکی خشت نلرزد
…
یا رسول الله چه باشد چون سگ اصحاب کهف
داخل جنت شوم در زمره اصحاب تو
او رود در جنت و من در جهنم کی رواست
او سگ اصحاب کهف و من سگ اصحاب تو
…
تنها نه کتاب شرع بر باد شده
شهنامه عشق نیز بر یاد شده
از خرقه نشان عصر و هر صومعه
اصطبل خرابات خرآباد شده
…
زبانی فارسیم هست و لهجه عربی
به صد زان دیگر عاجزم ز نعث نبی
بقدر علم خدا از خدا صلوات و سلام
بروح شاد رسالت ، محمدی عربی
…
مفردات :
گرچه جمعیت کرکوک کم ز بغداد است
قابلیت نه به تعداد به استعداد است
…
موزن بچه ایی در تکیه ماست
چه موزون قامت است الله اکبر
…
شاعر چو تویی به لب لبانت ریدم
وز فرق سرت تا به دهانت ریدم
…
تواضع را ز کیر من بیاموز
که هر جا خوب روئی دید برخاست
…
زهر جا جمع گشتند اهل سادات
فسادات فسادات فسادات
…