بیوگرافی سحر قریشی

_http://www.siterooz.com/.jpg

http://www.siterooz.com/

 

بیوگرافی سحر قریشی:

سحر قریشی متولد 1366 است و تنها عضو متاهل بین بازیگران جوان دلنوازان به حساب می آید. همسر او مهران اخوان ذاکری است و 25 سال سن دارد . زندگی مشترک آنها چند سالی است که آغاز شده و روز های خوبی را با هم پشت سر میگذارند . سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش مشکی ، آبی و قرمز است . سحر قریشی دوست دارد هر چه زود تر به اوج برسد و این آینده را برای خود پیش بینی میکند . برای قریشی نوع پوشش و لباس خیلی اهمیت دارد . او حسین سهیلی زاده را مانند پدرش دوست دارد.
سحر قريشي در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره نحوه ورودش به تلويزيون گفت: من كار اولم در زمينه بازيگري فيلم سينمايي «لج و لجبازي» به تهيه كنندگي آقاي زبر دست بود. در مراحل پاياني اين كار بودم كه از طريق آقاي خيرابي به آقاي سهيلي‌زاده معرفي شدم. آقاي سهيلي زاده از من دعوت كرد تا براي نقش يلدا كه حدود 350 نفر كانديد داشت، تست بدهم و خوشبختانه پس از تست مورد قبول واقع شده و براي بازي در اين نقش آمدم.
وي با بيان اينكه بازيگران در كار روتين تلويزيوني بيشتر ديده مي‌شوند، درباره بازتاب سريال «دلنوازان» اظهار داشت: استقبال مردم از اين سريال خيلي خوب است و مردم در كوچه و خيابان مرا مي‌شناسند و مورد محبتشان قرار گرفته‌ام. البته در اين كار استرس هم داشته‌ام، چون در كنار پيشكسوتان بزرگي ايفاي نقش مي‌كردم و كار اولم بود.
وي افزود: من براي بازي در چنين سريال پر قسمتي تجربه چنداني نداشتم. ضمن اينكه نقشم هم پررنگ بود اما آقاي سهيلي‌زاده با من همراهي كرد و كمك‌هاي او مرا به اينجا رساند.
وي درباره انتخاب بازيگران و اينكه آيا دوست داشته به جاي بازيگر ديگري در اين سريال ايفاي نقش كند؟ پاسخ داد: من در جايگاهي نيستم كه بخواهم در اين باره صحبت كنم ولي به نظرم انتخاب بازيگران خوب است. روزي كه من براي تست آمدم فقط براي نقش يلدا آمدم و امروز هم فكر مي‌كنم هركدام از بچه‌ها به بهترين شكل در جاي خود قرار گرفته‌اند.
قريشي درباره نقش يلدا نيز عنوان داشت: به نظر من تمام گيرايي داستان در اين است كه پيش زمينه‌اي از زندگي يلدا وجود نداشته باشد. يلدا خودش پر از نگراني و معماست و همين است كه اين جذابيت را براي اين نقش ايجاد كرده است. تا آخر داستان مشخص نمي‌شود كه يلدا كه و چه بوده و همين تعليق باعث مي‌شود تا اين نقش براي مخاطب خاكستري به نظر برسد و نداند كه مثبت است يا منفي.
بازيگر نقش يلدا درباره اينكه دوست دارد همچنان در تلويزيون بازي كند و يا به سينما برود تيز تصريح كرد: به خاطر اينكه تلويزيون رسانه ملي است، پر بيننده‌تر است و قشر بيشتري از جامعه تلويزيون مي‌بينند. ولي هم سينما و هم تلويزيون مي‌توانند بازيگر را نشان بدهند و انتخاب درست نقش‌ها در اين ميان خيلي مهم‌تر است تا تكرار مكرر يك نقش. در تلويزيون مي‌توان به قيمت تكراري شدن ديده شد، ولي من دوست دارم در هر دو ژانر ديده شوم و نقش‌هاي متفاوتي را تجربه كنم.
وي با بيان اينكه من بيشتر برايم نقش و فيلمنامه‌ مهم است و سينما و تلويزيون زياد فرقي ندارد، گفت: يلدا را دوست دارم و با آن ارتباط برقرار كرده‌ام البته خيلي به من شباهت ندارد اما در اتفاقاتي كه برايش مي‌افتد، خودم را به جاي او مي‌گذارم و ري اكشن‌ها از طرف خودم بوده است.
…………………………………

سحر قریشی: خودم را نمی‌گیرم

 

سریال دلنوازان هم مثل خیلی از كارهای دیگر، برای بینندگانش سورپرایز داشت. سحر قریشی در این سریال چهره شد و یك شبه ره صدساله رفت…

سعید سهیلی‌زاده، همیشه عادت دارد در‌سریال‌هایش، بازیگران تازه‌ای را به جامعه معرفی‌ ‌كند؛ او این‌بار هم، باحضور سحر قریشی این‌كار را انجام داده. دختری كه نقش اصلی سریال است و باید منتظر ماند و دید‌‌ چقدر، می‌تواند در‌این عرصه موفق باشد و كارش را به درستی انجام دهد! سریال دلنوازان، بسیار پرطرفدار‌ شده و حتما شما هم دوست دارید با بازیگر اصلی آن از نزدیك آشنا شوید. یلدا یا سحر، دختر خوش‌چهره‌ای است كه با سریال دلنوازان، مهمان خانه‌های ما است. سحر قریشی 22 ساله‌ و متاهل است، بسیار سینما را دوست دارد و با همین علاقه‌، توانسته به‌ دنیای بازیگری قدم بگذارد. زندگی زناشویی‌اش برایش مهم است، آنقدر كه تلفن همراهش را هم، همسرش جواب می‌دهد و همه‌جا با اوست. مهران اخوان ذاكری‌ از پای تلفن، مرد منطقی و روراستی به‌نظر می‌آید. درآینده‌ای نزدیك، حتما با هردوی آنها به گفت‌و‌گو می‌نشینیم. فعلا این شما و این هم سحر قریشی، البته در‌نمایی كوچك‌.
سیاوش خیرابی معرف من بود

وقتی سركار فیلم سینمایی «لج‌‌ و‌ لجبازی» به كارگردانی آقای برقعی بودم، با آقای خیرابی همكار بودم. ایشان كه از قبل برای بازی در‌‌سریال دلنوازان قرارداد داشت، به من گفت‌ آقای سهیلی‌زاده برای سریال‌اش به‌دنبال یك بازیگر می‌گردد، دختر جوانی كه نقش اول كار را هم تجربه كند. آقای سهیلی‌زاده ‌تقریبا 3 ماهی می‌شد‌ كه ‌دنبال شخصیت یلدا بود‌ تا این‌كه من تست دادم و‌ قبول شدم. می‌توان گفت تقریبا 8-7 ماه است كه در‌‌دنیای بازیگری حضور دارم. برای نقش سایه در‌فیلم آقای برقعی هم، توسط یكی از دوستان همسرم به‌ این كار ایشان معرفی شدم و تست دادم. نه كلاس بازیگری رفته‌ام و نه تحصیلات این رشته را دارم و هیچ دوره‌ای هم ندیده‌ام. از بچگی به بازیگری علاقه داشتم؛ اما به آن‌صورت كه بخواهم كلاس بروم، به بازیگری نگاه نكرد‌م. بیشتر، كار تجربی را ترجیح می‌دهم. این علاقه درمن وجود داشت تا این‌كه ازدواج كردم. از وقتی‌ متاهل شدم، به‌طور جدی‌تر این قضیه را‌ دنبال كردم، تا این‌كه دورادور و توسط دوستان و آشنایان، به پشت‌صحنه كارهای مختلف سینمایی یا تلویزیونی می‌رفتم، یعنی درجریان اتفاقات بودم؛ اما فكر نمی‌كردم‌ روزی بتوانم به این راحتی وارد این حرفه شوم.

همسرم مشوق و مشاورم

نزدیك ‌3 سال است كه‌ ازدواج كرده‌ام‌ و شاید برای همه جالب باشد كه من بعد از ازدواج، وارد دنیای بازیگری شدم؛ اما خود مهران هم به این كار علاقه‌مند است و هنر را دوست دارد. دراصل، من به پیشنهاد خودش وارد این كار شدم. بنابراین، از اجازه او متعجب نیستم! الان هم ایشان، علاوه بر‌‌‌‌مشوق‌ بودن برای من، مشاورم هم است. اگر پیشنهادی برای بازی شود یا كاری را بخواهم انجام دهم، اول از همه با او مشورت می‌كنم. او همیشه همراه و همقدم با من است. حتی روزهایی كه از او می‌خواهم‌ دركنار من باشد، سرصحنه می‌آید و به من انرژی می‌دهد.

تجربه نقش‌های متفاوت

همه كارهایم را دوست دارم و فكر نكنم كه چون از یك كار طنز سینمایی شروع كرده‌ام،‌ باید همین نقش را ادامه دهم. اتفاقا دوست دارم نقش‌های متفاوتی را تجربه كنم.‌ دوست دارم یك كاراكتر طنز بازی كنم، یك نقش منفی و حتی یك نقش تاریخی! برای همراه شدن با این ایده‌های ذهنی‌ام و نزدیك شدن به نقش یلدا، آقای امیر سلیمانی و محمد حاتمی بسیار به من كمك كردند. البته قبلا تجربه كاری‌‌ با آنها نداشتم؛ اما الان‌ از نظر فكری و بازی، خیلی به من راهنمایی می‌كنند.

بیشتر از سنم به نظر می‌رسم

‌متولد سال ‌1366 هستم و می‌دانم‌ سنم خیلی بیشتر به‌نظر می‌آید؛ فكر می‌كنم علتش هم به‌خاطر نقشم دراین سریال است و همچنین‌ از بچگی،‌‌ همه می‌گفتند‌ سنت بیشتر به‌نظر می‌آید، چون نوع نگاهم به زندگی، از همسن‌و‌سال‌های خودم متفاوت‌تر بود.

قبل از این‌كه وارد دنیای بازیگری شوم، مدرك بین‌المللی آرایشگری داشتم. ‌‌دنبال كارهای هنری بودم. هرازگاهی هم، به دوستانم به‌صورت تفریحی كمك می‌كردم.‌ با این‌كه همسرم هم مدرك بین‌المللی آرایشگری دارد، اما دوست نداشت‌‌ وارد این‌ كار شوم و احتیاج مالی‌اش را هم نداشتم.

دركار آقای زبردست، فیلم سینمایی «لج‌ولجبازی» چهره متفاوت‌تری دارم. شاید چون سن كاراكترم هم، با خودم متفاوت است؛ من درآنجا یك دختر 18 ساله‌ام؛ اما در‌ دلنوازان، یك دختر 25-24 ساله‌ام. پس هم درگریم من تاثیر داشته و هم در‌نحوه بازی‌ام. كاراكتر سایه با یلدا در دلنوازان خیلی فرق دارد. در‌فیلم لج‌ ‌و ‌لجبازی، كمدی موقعیت ایجاد می‌شد؛ اما اینجا همه‌چیز رئال و واقعی است.

زمان مفید فیلم دیدن

كتاب خواندن را دوست دارم و حتما آن را ادامه خواهم داد، چون با این كار، حرفه‌ای‌تر به این قضیه نگاه و فكر خواهم كرد. قبلا هم كتاب می‌خواندم، ولی نه رمان، بلكه همیشه كتاب‌های روانشناسی می‌خواندم و دوباره قصد دارم دایره مطالعاتم را گسترش بدهم؛ اما با تمام این اوصاف، فیلم دیدن را بیشتر از كتاب خواندن دوست دارم. شاید دلم بخواهد هرچقدر‌ زمان دارم‌ را خرج فیلم دیدن ‌كنم، اما برای خواندن كمی تنبلم.

همه بازیگرها، وقتی كارشان را از صفر شروع می‌كنند، آرزوی سوپراستار شدن دارند، من هم خیلی به این‌كار علاقه دارم. امیدوارم در‌این راهی كه خدا برای من باز كرده موفق شوم

نفر آخری كه به دلنوازان رسید

من با 2 گروه بیشتر كار نكردم؛ اما باید بگویم گروه سریال دلنوازان با مدیریت آقای سهیلی‌زاده‌، خیلی صمیمی و گرم بود و من درآن، بسیار‌ احساس آرامش می‌كردم. درضمن‌ همه كارهایی كه از ‌آقای سهیلی‌زاده‌ مثل ترانه مادری یا آخرین دعوت‌ دیده بودم، كارهای بسیار موفقی بودند. به‌ همین خاطر‌، با خودم فكر می‌كردم انتخاب‌های ایشان، هیچ‌وقت غلط نیست‌ و 100‌درصد درمن یك چیزی دیده‌‌ كه‌ برای این نقش انتخابم كرده‌ است‌‌‌. همین فكر، به من اعتماد‌ به‌نفس می‌داد. كار با آقای سهیلی‌زاده خیلی جذاب است و واقعا به این مسئله افتخار می‌كنم. خیلی از او‌ ممنون هستم كه به من اعتماد كر‌د‌ تا این نقش، تجربه خوبی برای من دركنار ایشان باشد. اگرچه حتی اگر به موفقیت‌های بزرگتر هم برسم، دلیلی نمی‌بینم خودم را بگیرم.

ارتباطم با دوستانم كم شده

متاسفانه از وقتی سركار دلنوازان رفتم، ارتباطم با دوستانم كم شده است. البته سعی می‌كنم تا آنجا‌ كه می‌توانم، این ارتباط را حفظ كنم؛ اما از نظر زمانی، بسیار زیاد به مشكل خورده‌ام. چون در‌گذشته من درخانه بی‌كار بودم و وقت كافی داشتم‌؛ اما الان دیگر این ارتباط كمرنگ‌تر شده، از نظر زمانی حتی به زندگی خودم هم كمتر می‌توانم برسم. قطعا بعد از پایان فیلمبرداری اگر دیگر سركار نباشم، همه‌چیز به حالت نرمال گذشته خود برمی‌گردد. 100‌درصد اگر دوستانم منطقی باشند، كمی به من حق می‌دهند.

حواس ‌جمع زندگی‌ام

خیلی دوست دارم‌ به خانه و زندگی‌ام برسم. خانه و زندگی هركسی كه آرام باشد، همان آرامش به محیط كارش هم منتقل می‌شود؛ ولی اگر عكس آن باشد، قطعا اتفاقات منفی زیادی می‌افتد. الان كه سركار هستم، سعی می‌كنم بیشتر به زندگی و خانه‌ام اهمیت بدهم، چون بیشتر زمانم را كار می‌گیرد و حالا باید حواسم به زندگی‌ام باشد. هماهنگ‌ كردن زندگی و كار، خیلی سخت است، من هم دارم از لحاظ تجربی‌، از آخر شروع می‌كنم! همسرم و همراهی‌اش هم، خیلی به اوضاع زندگی‌مان كمك می‌كند. خدا را شكر.

یلدا، 100‌درصد واقعی است. ما مثل یلدا خیلی زیاد داریم. شاید فقط كمی مدل آن متفاوت باشد‌ یا فقط اتفاقاتی كه برای آن می‌افتد،‌ فیلم است! ولی خود شخصیت او‌، بسیار واقعی است و من سعی كرد‌م‌ آن را خیلی واقعی‌ نشان دهم.

زنـدگـیـنـامـه مـایـکـل جـکـسون




از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست
رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق‌ترین سرگرمی ساز تمام دوران...
مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹)
موسیقیدان، سرگرمی‌ساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ
جکسن، او فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی
بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز
عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع
کرد. او را سلطان پاپ می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر
فروش‌ترین آلبوم‌های جهان هستند:

جدا از بقیه، دلهره آور، بد، خطرناک، تاریخ.



 

در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی پاپ، و اولین
سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و
ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTV بود.
محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل «بیلی جین»، «بزن به چاک» و «
Thriller» (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم
هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند.
در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار
جکسن را به طور مداوم در لیست برنامه‌های اصلی MTV قرار داد. جکسن با
اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل
روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی
و سبک آوازش، تعداد بی‌شماری از هنرمندان هیپ هاپ،
پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.


 

او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی ۳۹ جنبش
خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرده‌است.
با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر و
رفتارش، سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او
صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد.
اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و
جکسن هرگز دستگیر نشد. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد
و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی دربارهٔ
وضعیت سلامتی او وجود دارد و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در بارهٔ
وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شود. در سال ۲۰۰۵ جکسن بدلیل
اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و
تبرئه شد.



 

او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر
راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت
رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان
"موفق‌ترین سرگرمی ساز تمام دوران هاً، ۱۳ جایزهٔ گرمی، ۱۳ تک آهنگ
شمارهٔ یک سولو__ بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری
جدول صد اثر برترــــ و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان
اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده
باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است، بسیاری او را یک نابغه در
تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور
مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که
کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران
فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ مردمی کرده‌است. او به عنوان
یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شد.


 

او در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹، به ایست قلبی دچار شد و به کما فرو رفت. او به
سرعت به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم پزشکی برای
بازگرداندن تنفس او، درگذشت.


 

سبــک مـوسـیــقی


 

سوژه‌ها و سبک ها
استیو هوآی از ال موزیک (All Music)، بیان می‌کند که توانایی و
استعدادهای فراوان جکسن، او را قادر به تجربهٔ سوژه‌ها و سبک‌های
گوناگونی در طول دوران کاری سولوی (تک خوان) خود کرده ‌است. به عنوان
یک موسیقیدان، او از سبک دنس (سبک رقص) و بلد‌های (سبک عاشقانه
یا احساس گرا) موتاون، به سبک نیو جک سوینگ (new jack swing ــ سبک
ترکیب ار اند بی و سول و رپ) با مایه‌های تکنو، و بعد به ترکیب تمام این‌ها
با ریتمهای سبک فانک و گیتار هارد راک پرداخته‌است. برخلاف بسیاری از
هنرمندان، جکسن آهنگ‌های خود را روی کاغذ نمی‌آورد. بلکه آن‌ها را داخل
یک دستگاه ضبط صوت دیکته می‌کند؛ هنگام ضبط، او آهنگ را از حفظ
می‌خواند. تعدادی از منتقدان بیان کرده‌اند که، Off the Wall، ترکیبی از
بلدهای فانک، دیسکوـ پاپ، سول، راک ملایم، جاز و پاپ است. مثال‌های
مهم عبارتند از: بلد «She's out of My Life» و دو ملودی دیسکو،
«Workin' Day and Night» و «Get on the Floor». طبق نظر هوآی،
Thriller نقاط قوت Off the Wall را قوی تر و خالص تر کرد؛ قطعات دنس و
راک جسارت آمیزترند، در حالی که ملودی‌های پاپ و بلدها، ملایم تر و
روح‌انگیزتر هستند. قطعات برجسته عبارتند از: بلد هاً
Human Nature، The Lady in My Life و The Girl Is Mine،
قطعات فانک: Billie Jean،Wanna Be Startin' Somethin و آهنگ‌های
تنظیم شده به سبک دیسکو: Baby Be Mineو . Pretty Young Thing
با Thriller، کریستوفر کانلی از مجلهٔ رولینگ استون اظهار کرد که، جکسن
پیوستگی طولانی مدتش را با تم پس زمینه‌ای پارانویا (وهم گرایی)، و
خیالات تیره و تارتر گسترش داده ‌است. استفن ارلوین از ال موزیک اشاره
کرد که، این گرایش در آهنگ های «Billie Jean» و «Wanna Be
Startin' Somethin'» مشهود است. در«Billie Jean» جکسن دربارهٔ یک
طرفدار سمج می‌خواند، که ادعا می‌کند جکسن پدر فرزند اوست. در
«Wanna Be Startin' Somethin» او برعلیه شایعات و رسانه‌ها صحبت
می‌کند. «Beat It»، آهنگ راک ضد خشونت خیابانی، ادای احترامی به
تاتر موزیکال وست ساید استوری بود و طبق گفتهٔ هوآی، اولین آهنگ راک
تحول آفرین جکسن شد. هوآی همچنین اشاره کرد که، قطعهٔ همنام با
عنوان آلبوم، «Thriller»، آغازگر ابراز علاقهٔ جکسن به موضوعات فراطبیعی
است. بحثی که او در سال‌های بعد بارها به آن پرداخت. او در این آهنگ، از
جلوه‌های صوتی سینمایی، موتیف‌های فیلم‌های وحشت و حقه‌های آوازی
برای القای حس خطر در کارش استفاده کرد. در ۱۹۸۵، جکسن آهنگ
حماسی «We Are the World» را برای اهداف خیرخواهانه نوشت.
موضوعات بشردوستانه بعدها جزء هستهٔ مرکزی زندگی و موسیقی او
شدند.



 

در Bad، ایدهٔ جکسن حول محور عاشق طعمه جو، در آهنگ راک «Dirty
Diana» دیده می‌شود. اولین تک آهنگ، «I Just Can't Stop Loving
You» یک آهنگ عاشقانهٔ سنتی، در حالی که «Man in the Mirror» یک
بلد حماسی دربارهٔ اقرار و چاره جویی بود و در سطح بالاتری نسبت به کار
قبلی او «We Are the World» قرار داشت. «Smooth Criminal»
(مجرم زیرک) ، روایت یک هجوم خونبار، تجاوز و شاید قتل است. او در این
آهنگ، از صدای طبل‌های دیجیتالی، خطوط بم ساخته شده توسط کیبورد،
المنت‌های سازهای ضربی و صدای تپش قلب خودش، برای ارائهٔ تاثیر نافذ
یک قلب تپنده، استفاده نمود.



 

استفن ارلوین از ال موزیک، اظهار می‌کند که،Dangerous جکسن را به
صورت یک فرد کاملا متناقض نشان می‌دهد. او توضیح می‌دهد که، این آلبوم
متفاوت‌تر و متنوع تر از آلبوم قبلی او Bad است. بطوری که، مخاطب
حرفه‌ای را مورد توجه قرار می‌دهد، اما با قطعات حماسی نظیر
«دنیا رو شفا بدهHeal the World» برای مخاطب سطح متوسط نیز
جذاب است. نیمهٔ اول آلبوم، به سبک نیو جک سوینگ پرداخته‌است
و شامل قطعات «Jam» و «Remember the Time» است. در آهنگ
«Black or White»، جکسن از المنت‌های هارد راک استفاده می‌کند.
در این آلبوم، جکسن برای اولین بار ناهنجاری‌های اجتماعی را جزء
موضوعات اصلی قرار می‌دهد، برای مثال،
«Why You Wanna Trip on Me» برعلیه گرسنگی جهانی، ایدز،
بی‌خانمانی، سوء استفاده از داروها و مواد مخدر اعتراض می‌کند.
Dangerous حاوی تلاش‌هایی دربارهٔ تمایلات جنسی، مثل
«In the Closet» (پشت درهای بسته) است. آهنگ عشقی
دربارهٔ میل و انکار، ریسک و خوددار بودن، زهد و ارتباط، خلوت و افشاء.
قطعهٔ همنام با عنوان آلبوم، ادامه‌ای است بر موضوع عاشق طعمه
جو و میل مفرط. نیمهٔ دوم شامل آهنگ‌های حماسی پاپ ـ گاسپل درون
گرا، مانند
«Will You Be There»، «Heal the World» و «Keep the Faith»
است. در این آهنگ ها، جکسن سرانجام لب به سخن دربارهٔ برخی
دلمشغولی‌ها و نگرانی‌های شخصی‌اش باز می‌کند. در بلد «Gone Too
Soon»، جکسن به دوستش رایان وایت، و افرادی که بر اثر بداقبالی مبتلا
به ایدز شده اند، ادای احترام می‌نماید.


 

HIStory، فضایی از وهم و سوء ظن خلق می‌کند. این آلبوم، بر روی
سختی‌ها و جنجال‌های علنی که جکسن قبل از تولید این آلبوم درگیرشان
شد تمرکز می‌کند. در تلاشهای نیو جک سوینگ ـ فانک ـ راک«Scream»
و «Tabloid Junkie»همراه با بلد ار اند بی «You Are Not Alone»،
جکسن آثار تلافی جویانه ای، برعلیه بی‌عدالتی و انزوایی که احساس
می‌کند می‌سازد و بیشتر خشمش را به سوی رسانه‌ها نشانه می‌گیرد.
در بلد درون گرا «Stranger in Moscow» (غریبه در مسکو)،
جکسن غم خود را به خاطر «سقوط از شوکت» ابراز می‌کند، در حالی
که آهنگ‌هایی مثل «Earth Song»(ترانهٔ زمین)، "Childhood" (کودکی)،
Little Susie(سوزی کوچولو) و Smile ( لبخند)، همه قطعات پاپ اپرایی
هستند. در قطعهٔ ".D.S"، جکسن یک حملهٔ لفظی بر علیه تام اسندن آغاز
کرد. او اسندن را به عنوان یک ضد اجتماع سفیدپرست که می‌خواهد
"منو به چنگ بیاره، زنده یا مرده«" توصیف می‌کند.
اسندن در مورد آهنگ گفت، «من ـــ بهتره بگیم ـــ بهش افتخار ندادم
آهنگشو بشنوم، اما بهم گفته شده
که آهنگ با صدای شلیک گلوله تموم می‌شه».



 

در تولید آلبوم Invincible، جکسن طی برنامهٔ کاری سنگینی با تولید کننده
،رادنی جرکینز، کار کرد. این آلبوم از قطعات سول مدرنی مثل «Cry» و
«The Lost Children» (بچه های گم شده) و بلدهایی مثل
"Speechless" (بی کلام)، «Break of Dawn» (سپیده دم) و
«Butterflies» و قطعاتی که ترکیبی از سبک‌های هیپ هاپ، پاپ و رپ،
مانند ،2000 وات، Heartbreaker و Invincible
(تسخیرناپذیر) تشکیل شده‌است.


 

مــرام و تــاثـیـر


 

در ۱۹۸۴، نام جکسن بطور رسمـی در قدمگاه مشاهیر هالیوود ثبت شد.
جکسن اثر برجسته‌ای بر موسیقی و فرهنگ سراسر جهان گذاشته‌است.
او در آمریکا تبعیض‌های نژادی را فرو پاشید، هنر موزیک ویدئو را متحول کرد،
و راه را برای موسیقی پاپ مدرن هموار نمود. فعالیت‌های کاری، صوت
یکتای موسیقایی و سبک آوازی جکسن، هنرمندان هیپ ـ هاپ، پاپ و آر اند
بی‌بیشماری را تحت تاثیر قرار داده‌است. هنرمندانی مثل
ماریا کری، آشر، بریتنی اسپیرز، جاستین تیمبرلک و آر. کلی.
جکسن برای بیشتر دوران کاریش، توسط موسیقی و فعالیت‌های بشر
دوستانه، تاثیر «بی مانندی» بر روی نسل جوان در سطح جهان
گذاشته‌است.



 

او افتخارات و جوایز بیشماری در طول فعالیت کاری اش دریافت کرده است،
از جمله، «موفق‌ترین هنرمند مرد پاپ هزاره» از جوایز جهانی
موسیقی، «هنرمند قرن» از جوایز موسیقی آمریکا، و
«هنرمند پاپ هزاره» از جوایز بمبی. او دوبار به تالار مشاهیر راک اند
رول فرا خوانده شده است، یکبار به عنوان عضوی از گروه جکسن فایو در
۱۹۹۷ و بعدا بعنوان یک هنرمند سولو در ۲۰۰۱. جکسن به تالار مشاهیر
آهنگ سازان نیز در ۲۰۰۲ فرا خوانده شد. جوایز او عبارتند از، تعداد بسیار
زیادی رکورد جهانی گینس (۸ تا فقط در ۲۰۰۶)، ۱۳ جایزه گرمی، ۱۳ تک
آهنگ برتر ــــ بیش از هر هنرمند مرد دیگری بعد از پایه گذاری جدول ۱۰۰ اثر
برترــــ و فروش ۷۵۰ میلیون واحد (دیسک) در سراسر جهان.


 

او با این مشخصه شناخته می‌شود، «یک رب النوع توقف ناپذیر، که تمام ابزار
را برای فتح جداول ـ اینطور که نمایان است ــ به ارادهٔ خود در اختیار دارد:
صدایی که بلافاصله خود را نشان می‌دهد، حرکات رقص که چشم را خیره
می‌کند، استعدادها و قابلیت‌های موسیقایی حیرت انگیز، و محبوبیت
و قدرت بسیار بسیار زیاد یک ستاره». در میانهٔ دههٔ هشتاد،
مجلهٔ تایم جکسون را «داغ ترین پدیدهٔ فردی از زمان الویس پرسلی»
توصیف کرد. در شرف ورود به ۱۹۹۰، ونیتی فر جکسن را مردمی‌ترین
هنرمند در تاریخ نمایش دانست. تام آتلی نویسندهٔ دیلی تلگراف، او را یک
«شخصیت فوق العاده مهم درتاریخ فرهنگ مردمی» و یک «نابغه»
نامید. کل در آمدهای او در طول زندگی‌اش، از سهمش از سود کارهای
سولو و موزیک ویدئو ها، درآمد کنسرت ها، و مشارکت یا موافقت ها، ۵۰۰
میلیون دلار تخمین زده شده‌است. در ۲۰۰۶ اعلام شد که جکسن در طول
زندگی اش بیش از ۳۰۰ میلیون دلار وقف خیریه نموده‌است. برخی تحلیل
گران عقیده دارند که انحصارات او از کاتالوگ‌های موسیقی می‌تواند
میلیاردها دلار ارزش داشته باشد. دوران کاری موفقیت آمیز جکسن، او را
برای تقریبا چهار دهه بخشی از فرهنگ مردمی کرده ‌است. در سال‌های
اخیر او به عنوان یکی از معروف‌ترین مردان جهان شناخته شده‌است.



 

کــاتــالـوگ آلـبــوم‌هـا


 

• ۱۹۷۲: Got to Be There (باید برسم اونجا)
• ۱۹۷۲: Ben (بن (آلبوم))
• ۱۹۷۳: Music & Me (موسیقی و من (آلبوم))
• ۱۹۷۵: Forever، Michael (مایکل ،برای همیشه (آلبوم))
• ۱۹۷۹: Off the Wall (جدا از بقیه)
• ۱۹۸۲: Thriller (دلهره آور)
• ۱۹۸۷: Bad بد
• ۱۹۹۱: Dangerous (خطرناک)
• ۱۹۹۵: HIStory ( تاریخ)
• ۲۰۰۱: Invincible (تسخیرناپذیر)

زندگینامه سوفیا لورن





زندگی پرماجرای سوفیا لورن، خود به یک فیلم‌نامه‌ای غریب‌شباهت دارد: او با مادرش، در یکی از محله‌های فقیرنشین ناپل زندگی می‌کرد و امروز، ستاره ای در جهان سینما است.
سوفیا لورن، در طول عمر خود، القاب زیادی داشته است: در بچگی به‌خاطر لاغری بیش از حد به او "خلال دندان" می‌گفتند. در سال ۱۹۶۰، وقتی برای بازی در فیلم جنگی/ درام "... و آن‌ها هنوز زنده‌اند"، به کارگردانی ویتوریو دسیکا، جایزه‌ی اسکار را دریافت کرد، به عنوان "استعداد برجسته‌ی جهان سینما" شهرت یافت.



سوفیا لورن در سال ۱۹۵۶روز ۲۰ سپتامبر، روزی که سوفیا لورن، ۷۵ سالگی خود را جشن می‌گیرد، از همه‌ی این لقب‌ها، شاید تنها هنوز آخری مصداق داشته باشد. شمار زیادی از حدود صد فیلمی که او بازی کرده‌، گواه انکارناپذیر این ادعاست.





مادرش که هنرپیشه‌ای ناموفق بود و به سختی از عهده‌ی تأمین مخارج زندگی بر‌می‌آمد، او را از سن چهارده سالگی به "مسابقات زیبایی"‌ شهرهای مختلف می‌فرستاد.




در یکی از مسابقات زیبایی بود که کارلو پونتی، یکی از تهیه‌کنندگان بانفوذ فیلم در ایتالیا، او را کشف کرد و ورودش را به عالم سینما و بازی در فیلم‌های "جدی‌تر" هموار ساخت.





داستان ازدواج سوفیا لورن با کارلو پونتی نیز، کمتر از یک فیلم‌نامه‌ی عشقی، هیجان‌انگیز نیست؛ شاید اگر کری گرانت، هنرپیشه‌ی آمریکایی از لورن تقاضای ازدواج نمی‌کرد و او را برای دادن پاسخ مثبت زیر فشار نمی‌گذاشت، لورن تا پایان عمر پونتی، هم‌چنان با او می‌ماند.





البته مردان دیگری هم در زندگی این هنرپیشه‌ی توانا نقش بازی کرده‌اند؛ مردانی که بر زندگی هنری او تأثیر بسزایی گذاشتند و آن را با تاریخ سینمای نئورالیسم ایتالیا پیوند ‌زدند. کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا از جمله‌‌‌ی این مردانند.



لورن، بیش از ده فیلم با مارچلو ماستوریانی، "چهارمین مرد مهم" زندگی‌اش بازی کرده است؛ معروف‌ترین آن‌ها "عروسی به سبک ایتالیایی" است که دومین جایزه‌ی اسکار را در سال ۱۹۶۴ برای او به ارمغان آورد.





ایتالیایی‌ها بر اساس یک همه‌پرسی، بیشتر از هر چیز نقش او را در فیلم "دیروز، امروز، فردا" ستوده‌اند. در این فیلم که در ایران نیز با همین عنوان به نمایش درآمد، لورن، همبازی مارچلو ماستوریانی است.




"یک روز بخصوص"، ساخته‌ی اتوره اسکولا، نام سوفیا لورن را به‌گونه‌ای دیگر مطرح کرد. داستان این فیلم که نمونه‌ی درخشان سینمای مینیمالیستی ایتالیا ست، در روز دیدار هیتلر از ایتالیایِ موسولینی، رخ می‌دهد.







سوفیا لورن، از زمانی که در سال ۱۹۵۶ به عنوان اولین هنرپیشه‌ی ایتالیایی به کار در هالیوود دعوت شد، تا هنگامی که دست از بازی در فیلم‌های سینمایی شست، علاوه بر جوایز اسکار، جوایز دیگری هم از مهم‌ترین جشنواره‌های بین‌المللی جهان، از فستیوال‌های جهانی "کن" و " ونیز" گرفته تا "برلین" و "استانبول" به خود اختصاص داده است.



او در سال ۱۹۹۱ به دریافت جایزه‌ی اسکار افتخاری هم نائل آمد. جشنواره‌ی فیلم استانبول، آخرین فستیوالی است که چندی پیش به او به‌خاطر "یک عمر فعالیت پرثمر هنری" جایزه‌ی این بخش را اهدا کرد..




سوفیا لورن در بیمارستان برای تولد اولین فرزندش




سوفیا لورن با مارلون براندو




لورن از سال 2007 تا امروز با چهره ای شکسته، جلو دوربین های عکاسی ظاهر می‌شود.